تبليغاتX
سایه سار محبت

بعثت نبی اکرم (ص) ، خاتم پیامبران

 و نبی مهربان اسلام بر همه ی

 مسلمانان جهان مبارک باد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 12:25  توسط زهرا  | 

آجرک الله یا صاحب الزمان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 13:8  توسط زهرا  | 
روزی بر سر سفره ی خدا نشستیم و با او عهد بستیم

که نمک خوردیم، نمکدان را نشکنیم .

قول دادیم آدم باشیم و آدمیت کنیم .خطا را کنار بگذاریم

و وحدانیتش را به جان بخریم .

روزی بر سر سفره ی پر مهرش گفتیم : یا سیدی و مولای 

 ما را دریاب و دستمان گیر که درمانده ایم .

و او چه زیبا دستمان گرفت و یاریمان کرد اما ما چه ؟؟؟؟؟؟؟

آیا به عهد خود وفا دار خواهیم ماند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دانم ، خدا کند که آدم بد قول و نمک نشناسی نباشیم .

سوگند به خدا در این دنیا به حکمتش کسانی را شناختم که

 دلشان پر از درد دوران است ولی افتخار بندگی را با تمام سختیها

 و خستگیها به جان و دل خریدار بوده اند و هستند .

کسانی را می شناسم که در میان ما زندگی می کنند و

 بی مدعا درد درون خویش را با خدا می گویند و یاری او را

می طلبند  و هیچ گله نمی کنند .

خوشا به سعادتشان که پاک زندگی می کنند و به عشق او

 از تقصیر دیگران می گذرند و با شادی در کنار آنها می نشینند

 که با ترنم دوستی مهر خدا را به یاری خویش بطلبند .

خوشا به سعادتشان که چون باران زلالند و چون مهر پاک

 و چون دریا خروشانند .

چون ستون دین را شناخته اند نمی گذارند سختیها و لرزشهای

 زمانه دلشان را از نور الهی تهی کند .

خوشا به سعادت همه ی کسانی که با یاد حق قلم میزنند و

با ایمان در جهان هستی قدم میزنند و مایه ی مسرت

خالق خویش هستند .

تقدیم به کسانی که با ایمانشان ،دلم را گرم محبت خدا کرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:11  توسط زهرا  | 
سلام دوستان خوبم .

ببخشید دیر خدمت رسیدم و نتونستم عید ولایت مولا علی(ع)

 و روز شهادت بی بی زینب کبری(س) در کنارتون باشم .

راستش شرمنده ی شما و مهربونی شما هستم و از همه ی

عزیزانی که توی این مدت اومدن به سایه سار محبت و

 کامنت گذاشتن و این خواهر حقیرشون رو یاد کردن و نذاشتن

چراغ کلبه ی دلم خاموش بمونه ممنون و سپاسگذارم .

راستش دوباره سفر بودم .یه سفر که باز هم  غافلگیرانه بود

و شیرین .

روز پنجشنبه قبل ، پسر بزرگم وقتی خونه اومد ، گفت تهران

 کار دارم میاید با هم بریم ؟

خلاصه بنده خدا خیلی زحمت کشید و به اتفاق شوهرم و

دختر کوچکم راهی تهران شدیم .اما باز هم یازدهم حرکت کردم

و شب سیزدهم توی مسجد جمکران بودم.

به به ، به سخاوتت آقا جون .

یادتون میاد که گفتم ۲ ماه پیش توی دعای ندبه

 دلم هواي مولا رو كرده بود   و دلم می خواست قبل از

 تولد آقا ،جور بشه و برم مسجد جمکران و هنوز غروب نشده

 به شکر الهی یه کاروان مهدوي پيدا شد و افتخار همراه شدن

 با اونها رو پيدا كردم و حالا بعد از يك ماه درست همون تاريخ

 حركت كرديم و همون تاريخ توي مسجد جمكران بوديم .

شب رو مهمون آقا بوديم .چادر زديم و اونجا مونديم .

قربونت برم آقا جون به خاطر همه ي محبتهات ممنونتم .

دعا كنيد باز هم برم .راستش وقتي كنار اون گلدسته هاي

مسجد ميشينم خيلي دلم آروم ميگيره .

يا صاحب الزمان تنهام نزار آقا .

من بيچاره ترين منتظر روي زمينم .

اللٌهمٌ عجٌل لوليٌك الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 17:58  توسط زهرا  | 
ثانیه ها و دقیقه ها از پشت سر هم می گذرند و جایشان

 را به ساعتها و روزها می دهند ودل هر انسان عاشقی

 را به درد می آورند .

به خدا، دشمن در پشت در اسباب بسته

به امیدی که باز آید نشسته

مرا هم دین باید هم ادب تا

نشان اهرمن در هم شکسته .

بله دشمن این روزها خوب از نادانی و کاهلی و ...ما

 داره کیف می کنه .

گوش کن صداشون چقدر امیدوارانه به گوش میرسه .

می دونی مقصر کیه ؟

حالا بهت می گم.مقصر منم و تو و دیگری و دیگری و....

مقصر منم که به جای عشق مهدی، خشم رو به دیگران

 به نام او هدیه می کنم و مقصر تویی که فکر می کنی

 من اگر عاشق مهدی هستم پس هر کار اشتباهم به نام

 او باید نوشته بشه و مقصر دیگری که می خواد بگه اسلام

توی این کشور از دست رفته و تازه  می خواد الله اکبر رو

 به یاد مردمی بیاره  که یک عمر با عشق الله اکبر زندگی

 کردن ، جوون دادن  و با دست خودشون عزیزانشون رو

 کفن کردند تنها و تنها به خاطر حفظ الله اکبر و حفظ این

 سرزمین ولی حالا چه ؟

وای بر ما .ما چه می کنیم بادل مهدی زهرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا خونه داده تا استراحت کنیم

زمین و زمان را پر ز سخاوت کنیم

چه شد که اینگونه فخر می فروشیم ما ؟

چه شد که خون به جگر می کنیم ما ؟

به دنیا نگاه کن پر از گرگ و دد

شکسته شده حرمت یکدگر .

می خوام داد بزنم .بگم :

آی ساکنین زمین

منم شیفته ی این سرزمین

زمینی که خاکش بهای شهید

زمینی که یادش همه دور است  ز کین

کجایند مردان جان و شرف؟

کجایند ایثارگران وطن ؟

خدایا مرا در بر خصم زبون

نینداز بار گناهم به دوش.

مولای من ، عزیز من ، دیشب تا نیمه شب گریه کردم .

نه برای خودم .بلکه برای ثانیه هایی که خون گریه می کنی .

شرمم میاد بگم عاشقت هستم .

آخه کدوم عاشق دل معشوقش رو خون می کنه که

 من می کنم ؟

وای یییییییییییییییییی .دلم آتش گرفته این روزها .

یکی می گه من عشق تو رو دارم بعد می خواد بگه

 من هستم، میزنه ، میبره  و تو رو ، تویی که مثل

 گلبرگهای زیبا پاکی و مثل چشمه ساران زلال رو

پیش یه مشت اجنبی  میبره زیر سوال .

یکی دیگه میگه من حاضرم،  بسم الله و غسل

 شهادت هم کرده ام و دشمن با شادی تمام میگه :

مبارک است انشالله .

آخر ما چه می کنیم با یاد شهدا و دل امام زمانمون ؟

چه می خوایم از آقامون ؟

واییییییییییی دلم .واییییییی از این همه مصیبت .

خدایا، مگه میشه رفت بالای پشت بوم و الله اکبر

 گفت و با گفتن این کلمه ی مقدس که این روزها

 برای فریب ذکر  لب دشمن شده، به فریاد دشمن رسید ؟

مگه میشه این همه عزت رو به ذلت کشید .

از کجا بنالم ؟از خودم که می گم امام زمان هر چی دارم

 از تو دارم بعد با کارهام ، با حرفهام  تو رو خون جگر می کنم ؟

از کی بگم ؟ از اونهایی که با اسم اسلام می خوان تیشه

 به ریشه ی اسلام بزنن .

هم وای بر من و هم وای بر اونها .هر دومون مثل همیم .

همینجور میخوایم اماممون رو یاری کنیم ؟

بیایید ای مسلمان بیایید

کمر از همت والا نمایید

که مولا خون به دل دارد خدایا

شهیدان  هم می نالند خدایا

مرا بر کش از این دوران غمناک

اسیر و مظطر و درد اسفناک .

مهدی جان  ، نشسته ام که بگویی آمدم .به خدا بیا.

ما برای تو یار نیستیم ، خار هستیم .

مولا سر راهت نشینم تا بیایی

گل زهرا دعا کردم بیایی

شب دیشب برایت  زجه کردم

برای غربتت بس گریه کردم

نمی دانم کدام دردت بگویم ؟

نمی دانم کدام سویت ببویم ؟

مرا هم درد و هم درمان تویی تو

مرا هم عیش و هم جانان تویی تو

بیا مهدی بیا دردم دوا کن

نصیب و قسمتم در کربلا کن .

بیا مولا بیا دورت بگردم

بیا تا دست خالی برنگردم

 تو رو خدا بیایید به عشق مهدی زهرا خصومتها رو کنار

بگذاریم و با هم بشینیم سر سفره اش و این همه

 دلش رو خون نکنیم .

کاری نکنیم که با دست خودمون در رو بروی دشمن

قسم خورده باز کنیم و بعد نه امنیتی و نه عزتی و نه

هیچ چیز دیگه .بیایید تا دیر نشده دست هم  رو ببوسیم و

 کنار هم بشینیم و گل بگیم و گل بشنویم تا  شادی دشمن

 به عزا تبدیل بشه  ولبخند شیرین پیروزی که این

روزها روی لباشون گل انداخته رو بخشکونیم.

هر کسی امروز کوتاهی کنه

 

دشمن مهدی رو  همراهی کنه.

 

 واعتصموا بحبل الله ولا تفرقوا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 9:42  توسط زهرا  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 20:4  توسط زهرا  | 

شب میلاد مولود ی دیگر از اهل بیت رسول الله است .

شب میلاد باقر العلوم ودریای معرفت الهی مبارک باد .

ای مولای من و سرور و تاج سرم ،تولد جد بزرگوارتان مبارک باد.

حدیثی از امام محمد باقر (ع):

امام محمد باقر(ع) : پیوند با خویشان ، عملها را پاكیزه
می نماید ، اموال را افزایش می دهد ، بلا را دور می كند ،
حساب آخرت را آسان می نماید ، و مرگ را به تاخیر می اندازد .
 
صله الارحام تزكی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی
 و تیسر الحساب و تنسی ء فی الاجل

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 21:22  توسط زهرا  |