|
روز قبل از انتخابات با عده ای از دوستان به مزار شهدای شهرمان
رفتیم . نمی دانم چرا؟ اما به دلمان افتاده بود که برویم و از شهدا برای فردا کمک بگیریم . آخر آنها بدون هیچ چشم داشتی به مال و منال دنیا و مردم و تنها برای احقاق حق مستضعفین و ماندگاری اسلام و دفع فتنه و بلا و دفاع از ناموس و....رفته بودند و مثل خیلیها چشمشان به مال اندک دنیا نبوده. خلاصه رفتیم و آنجا نشستیم و زیارت عاشورا و دعای سمات خواندیم و بعد هم سوره ی نصر را خواندیم و با هم عهد کردیم که هر که به خواست خدا منتخب مردم شد چه آنی باشد که ما می خواهیم و چه کسی دیگر برايمان فرقي نكند و تنها از خدا خواستيم آني شود كه دل صاحب الزمان شاد شود و روح شهدا و امام شهدا و يار مهربان امام شهدا (رهبر عزيزمان). ما فکر می کردیم تنها خودمان هستیم که آمده ايم تا از شهدا کمک بگیریم اما زرنگتر از ما هم بسیار بود . صبح انتخابات، بعد از دعای ندبه با شادی و با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم رفتیم و اول صبح با دلخوشی رای دادیم تا بلکه با رای خودمان بتوانیم گامی برای اتحاد و همبستگي برداشته باشیم و دل آقا را شاد کنیم . خدا می داند همه دلمان می خواست نظر خود را بگوییم و هیچ فکر این مشکلات بزرگی که پیش آمده را نکرده بودیم . وای بر کسانی که باعث و بانی این مشکلات شدند و وای بر کسانی که پرچمدار شادی مستکبران و ظالمان و پس مانده های سلطنت شاهنشاهی شدند . وای بر کسانی که نه راه امام را می شناسند و نه راهش را می روند و فقط نام امام را میبرند . خلاصه آن روز یعنی روز انتخابات همه با امید به سر صندوقهای رای رفتيم و آدم از دیدن آن صحنه های زیبا شاد میشد و از همبستگیها لذت میبرد بدون اینکه با خود بگوید برای چه كسي آمده اند ؟ به هر حال انتخابات یعنی همین .یعنی هر کسی به رای خویش چیزی را بگوید نه به ديگران چيزي را به زور تحميل كند. اما فردای آن روز بعد از اعلام نتایج همه تلخیها را با زمزمه های بد چشیدیم . بعضیها که از قبل از شمارش آرا به یکدیگر تبریک می گفتند که منتخب خواهند شد ( که البته نمی دانم از کجا این همه مطمئن بودند ) ، شیرینی این اتحاد را به کام مردم زهر کردند تا جایی که جوانان ایران را روبروی هم قرار دادند به نیت صیانت از آرا مردم . نمی دانم شاید ما و میلیونها آدم دیگر که رای دادیم و به قول آنها روستاییها و شهرستانیها ، جزء ملت ایران و یا بهتر بگویم از دیدگاه این آقایان متفکر پیشگو ، اصلا آدم حساب نمیشدیم که به خود این اجازه را دادند که این طور شادی مردم را به دهانشان زهر کنند . خوب خدا کریم است و خدا کند که تک تک ما با کارهایمان راه امام را به دیگران بیاموزیم و نه فقط سوء استفاده از اسم امام کنیم . خدا همه ی ما را به راه راست هدایت کند تا بفهمیم که زمانی امام راحل سخني گفت و اما انگار براي امروز گفته بود .روحش شاد و راهش پر رهرو باد . خدا كند كه بيايي غبار دل بربايي عزيز من تو كجايي ؟ خدا كند كه بيايي. اللٌهمٌ عجٌل لوليٌك الفرج
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:52  توسط زهرا
|
بانوی من .مادرم .
سرورم و ای کوثر نبی تولدت مبارک. شیعیان، قدوم مادر امامت وکوثر نبوت بر شما مبارک باد . روز مادر را به همه ی مادران و مادر مهربان و عزیز خودم تبریک می گویم و به یاد پدر عزیزم که در چنین روزی به آسمانها پر کشید و در روزی به زیبایی بهار به آرامی چشم از این جهان فانی بست و به دیار باقی شتافت صلوات می فرستم و برایت فاتحه می خوانم . یادت هست ؟ همیشه با لبخند می گفتی خدا پدرت را بیامرزد و بعد میگفتی بر پدرت صلوات .من با گفتنت اشک می ریختم شاید هیچ وقت فکر نمی کردم اینطور آرام و بی صدا و با مهربانی از کنارمان می خواهی بروی .شاید خود بهتر می دانستی و من همچون همیشه غافل بودم .دوستت دارم پدر.روحت شاد و یادت گرامی باد در این روز زیبا.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 16:58  توسط زهرا
|
سلام بر آل ياسين و سلام و درود بر شهدا و امام شهدا .
خصيصه ي بالاي انساني او را از ديگر موجودات جدا مي كند . پس با تفكر به سوي حق خواهيم شتافت تا به ياري خدا بتوانيم همراهي كنيم دين خدا را و دوري بجوييم از منفي بافيها و دنيا دوستيها . مهربان كه سالها به عشق امام و ايران ساختند و سوختند راه را به بيراهه نرفتند . جوان بودند و هزاران آرزو داشتند اما همه را بدون هیچ چشم داشتی برای حفظ اسلام و انقلاب و آزادی من و شما فدا کردند و ما مانده ایم و هدف نیمه تمامشان و ما مانده ایم و آرزوهایشان که نگذاریم هرگز دشمن شاد شود ، انشالله به کوری چشم دشمنان اسلام ،روز جمعه حماسه ای خواهیم ساخت با آرامش و صبر و متانت انقلابی و اسلامی که شرمنده شوند بدخواهان مملکت اسلامیمان . اللهم عجل لويك الفرج
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 22:10  توسط زهرا
|
برای سلامتی آقا صاحب الزمان دعا کنیم و از خدا
بخواهیم نتیجه آنی شود که دل او را شاد کند و بس . راه امام در پیمودن راه دین خداست نه دوری از آن . کاندیداهای محترم باید اول از همه یارانشان را دعوت به اسلام ناب محمدی و آرامش کنند و ما هم باید با افتخار و متانت بر سر صندوقهای رای حاضر شویم و از بدگویی به یکدیگر بپرهیزیم زیرا اگر غیر از این باشد نه مقلد امام هستیم و نه پیرو راه او. باید بدانیم که هوادار هر کدام از کاندیداها هستیم تا زمانی حق بحث و گفتگو داریم که نتیجه معلوم نشده بعد از آن باید همه به احترام قانون و نام امام و شهدا و برای حفظ اسلام و ایران به رئیس جمهور منتخب مردم ( هر که باشد ) احترام بگذاریم تا دشمن شاد نشویم زیرا به قول امام عزیزمان : میزان رای ملت است .
اللٌهمٌ عجٌل لولیٌک الفرج
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 12:49  توسط زهرا
|
سلام .با اجازه از یک سفر کاملا معنوی با همراهان صمیمی و مهدوی
برگشتم و باز هم به یاری خدا در خدمت شما بزرگواران هستم. راستی که قربونش برم چه سفر خوبی را تدارک دید . روز جمعه صبح بگی می خوانم بیام جمکران ، اذان مغرب نشده بهت بگن بفرما این هم یه کاروان خوب مهدوی حالا بیا . بعد بری و توی سفر با یه خواهر خوب و خدایی که دلش مثل دریا پاک و زلاله به خواست خدا آشنا بشی و عهد خواهری ببندی و بعد هم توی اون بارون قشنگ کنار گلدسته های مسجد ، شب چهارشنبه بشینی و دعای توسل بخونی و بعد هم توی طول سفر به هیچ چیز جز خدا و کرامتش فکر نکنی و همراهانت اونقدر خوب باشن که شوخی به جا ، استراحت به جا ، دعا و ذکر صلواتها به جا . دیگه چی بگم ؟ خودتون ترسیم کنید که این سفر همون سفری هست که به خاطرش رفتم و خیلی قشنگ شروع شد و خیلی قشنگ با اون زیارت آل یاسین با صدای قشنگ یک مداح جوون مهدوی توی دل شب و سفره ی ابوالفضلی ساده و صمیمی و بی ریا ، تموم شد و خاطره اش برای همیشه با زیبایی تمام در دلهای همه ی ما ماند . خوب این خلاصه ای بود از سفر و اما انتخابات . قول داده بودم اگر خدا خواست و اومدم و دوباره در خدمت شما عزیزان بودم ازانتخابات بگم . روزهای سختی رو پشت سر می زاریم .کاش زودتر تموم بشه . یه طرف نگران آینده ، یه طرف مناظره ها و دلهره هایی که به وجود آورده ، یه طرف راه و روش طرفداران هر کاندیدا برای تبلیغات ، همه و همه یک انتظار همراه با امید را انشالله به ما بخشیده . شب و روز فکر می کنم که نکنه خدای ناکرده با انتخاب یه آدم دنیا دوست و پول پرست و جاه طلب زندگی و آخرتمون رو به باد بدیم . منظورم این نیست که اینهایی که کاندید شدن دنیا پرست و پول دوست هستن ، منظورم اینه که یکی رو انتخاب کنیم که جاه و مقام، عشق به خدا رو از دلش نبره و اون رو به طرف پول پرستی و بدبختی دنیا و آخرت سوق نده . آخه خیلی سخته توی یه قدرت باشی و یادت باشه که خدایی هست و باید به جا از بیت المال استفاده کنی . کاش همه ی اونهایی که یک عمر در خدمت امام بودن کمی فکر می کردن که آیا امام در تمام زندگی با عزتش دل به دنیا بست یاهمه ی تلاشش برای حفظ و سربلندی اسلام بود؟ به پول بیشتر بها داد یا به انسانیت ؟ به مقام افتخار کرد یا به آدمیت ؟ کاش بدونن که چهار سال و یا هشت سال رئیس جمهور شدن نباید مانع از بزرگ منشی اونها بشه . کاش بدونن که اگر دست به مال و اموالی بردن به اذن خدا کار کنن و کاری نکنن که حیثیت و آبرو و اموالشون زیر سوال بره و یک عمر زحمتشون به باد فنا بره . من که رای خودم رو می دونم .حداقلش اینه که می دونم کاندیدی که انتخاب کردم به (قول بعضیها )طرفدار اسرائیل نیست و اونقدر بی ریاست که با اطمینان مالکیتهاش رو اعلام میکنه و می گه هر چی بیشتر از حقم رو توی خودم و اطرافیانم دیدید به همه ی مردم اعلام کنید . همونقدر می دونم که نه رشوه میده و نه رشوه میگیره چون اگر این کار رو می کرد تنش میلرزید و به چیز چیز می افتاد و به من و من اکتفا می کرد . همونقدر می دونم که اگر دزد بود و دنبال مال مردم بود نمی رفت کنار فقیر و فقرا بشینه و آب و غذا بخوره . به کسی رای می دم که دست معلم پیرش رو با افتخار می بوسه و یار رهبر می مونه . به کسی رای می دم که با افتخار می گه مقلد امام هستم و با افتخار در دل کفر جهانی با صدای بلند مولا و صاحب خودش رو نام میبره و با خلوص نیت میگه حاضرم دست مقنی زحمت کشی که برای مردم مدرسه می سازه رو ببوسم و نمیگه که من باید برم و سران کشورها من رو تحویل بگیرن می گه باید آدم بود و به آدمیت بها داد . بالا خره انتخاب من انتخابی هست که می دونم برتر از دیگران به فکر محرومان و دلخسته هاست و می دونم با یاد امام زمان کارش رو شروع می کنه حالا بعضیها این کار رو یه فریب می دونن با خودشون و دل پر ریای خودشونه . انشالله که امام زمان مملکتمون رو با محبتش و با برکت نامش ، حفظ کنه و حق به حق دار برسه انشالله . روز انتخابات منتظر تک تک شما هستم انشالله تا با برگه های زیبای نوشته شده خودتون دل امام زمان رو شاد کنید .
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:8  توسط زهرا
|
سلام دوستان خوب .
روز جمعه ی پیش توی دعای ندبه به خدا گفتم : با دل پر دردم چه کنم ؟ دلم بد جور هوای جمکران رو کرده . تنها جایی که می تونه عقده ی این دل رو وا کنه اونجاست . خدا جون ، تو رو جان عزیزترین مخلوق خودت ،من تا تولد آقا تحمل ندارم یه کاری کن بتونم برم جمکران . محبت و بخشش و بزرگواری رو ببین ، هنوز اذان مغرب نشده یکی از نزدیکان زنگ زد و گفت که یک کاروان روز دوشنبه داره میره مرقد که چهارشنبه شب هم توی جمکران باشن ، میای بریم ؟ من هم که از خدا خواسته . از همسر و بچه های دسته گلم اجازه رفتن گرفتم و اونها هم بزرگواری کردن و این سفر پنج روزه رو پذیرفتند و با اجازه ی شما فردا صبح به یاری خدا و آقا امام زمان راهی میشیم . خوب ما رو حلال کنید اگر خوبی و بدی از ما دیدید . اگر برگشتم به یاری خدا در مورد انتخابات مفصل می خوام بنویسم اما اگر هم خواست خدا چیز دیگه بود ، تو رو خدا برید و توی انتخابات شرکت کنید و سعی کنید کسی رو انتخاب کنید که هوای دین و دنیا رو با هم داشته باشه نه فقط دنیا رو ،چون ما عزیزان خودمون رو دادیم که آقامون بیاد حالا اگر کسی بگه دنیا رو برامون قشنگ و پر از زرق و برق می کنه ولی یارانش با رقص و آواز آقامون رو از ما باز هم دورتر کنند، این دنیا به خدا به درد ما نمی خوره . راستی اگر تونستید یه سر هم به بنده ی عشق بزنید و چیزی رو که راجع به همایش علمی نخبگان نوشته رو بخونید فکر کنم بد نباشه . برام دعا کنید . خداییش این پست رو با شادی تموم ،نوشتم که اگر جاییش هم خرابه به بزرگواری خودتون ببخشید و بذارید به حساب خوشحالی سفر خانه ی دوست .
الهی دورت بگردم آقا جون که همیشه شرمنده ی خوبیهاتم امام زمان .
اللٌهمٌ عجٌل لولیٌک الفرج
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:24  توسط زهرا
|
آسمان مدینه غم گرفته است .
همه جا را خواب غفلت گرفته است . فاطمه در خانه ی نور الهی آرمیده است . پهلوی شکسته اش با ضرب جفا به خون نشسته . اسماء میان دستان خود آب گرفته. علی به زانو در کنار فاطمه نشسته . وای بر شما مردمان دنیا دوست و دون صفت که فاطمه در میان شما چه غریب مانده است . می روند آرام تا هیچ نامحرمی نشنود صدای راه رفتنشان در شب را . تا نگویند ما بخوانیم نماز بر پیکر دخت رسول خدا . آه ، تو رفتی مادر و چه غریبانه به خاک سپردنت تا کوس رسوایی دنیا مداران را دنیا بشنود با زبان بی زبانی . زشتیهای زمان را به تصویر کشیدی با وصیت خود . می دانم .می دانم .سکوت همراه با محبت می تواند ظالم را رسوا کند و حق را به اثبات برساند یعنی همان کاری که تو و علی کردید . می شکند سکوت علی به گریه های شبانه ی کودکان یتیم. آه چه خاموش و بی صدا میروند به کوچه های مدینه . کودکان آستین به دندان گرفته اند و آرام اشک میریزند تا مگر نشنوند نا محرمان که مادر را شبانه به خاک می سپارند.
مادر تو رفتی و ما ماندیم و هزاران گناه در این دنیا . بگو مادر به درگاه خدا شاید ببخشاید گناه ما .
اللهمٌ صلٌ علی محمٌدٍ و آل محمٌد. شهادت بی بی دوعالم را به همه تسلیت عرض می کنم و از خدا می خواهم به برکت نام شریفش ما را از یاران فرزند صالحش قرار دهد .
اللٌهمٌ عجٌل لولیٌک الفرج
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:50  توسط زهرا
|
|
|