|
ساقی لب تشنه ای اما کرامت داری
دستهای تو جدا از تن ولی ای با وفا ،باز هم محبت داری
جانم به قربانت ای علمدار بی دست و با وفای حسین. چند شب به درگاه خدا ناله کردم و شفای بیمار نیمه مدهوشم را از تو طلب کردم و ممنونم که این گونه با محبتت جواب تمناهایم را دادی مولای خوب و با وفایم. وقتی که ندایی در خواب به من گفت که: سه شب با دست بریده ی ابوالفضل به دهان بیمارم شیر ریخته شده و شفا گرفته و در بیداریم شاهد شفای او شدم ، خدا را هزاران بار شکر کردم و برای بزرگواری تو ،ای برادر با وفای حسین و ای علمدار و ای سقای لب تشنه ی کربلا ، اشکها ریختم که چه قدر ما غافلیم از محبت و بزرگواری شما و عطای خدا .
ببین دست بریده ، چه ها میکند آتش عشق به پا میکند ما با دستان خود جفا میکنیم دست جدا از تن بر ما وفا میکند .
جانم به فدایت یا ابوالفضل العباس (ع)
+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 7:58  توسط زهرا
|
سلام به همه دوستان و همراهانی که خانه ی حقیرانه ام
را با قدومشان نور باران میکنند . و سلام به یاران با وفای مولای مظلوم حسین (ع) که همیشه او را به یاد تشنگیش بسیار یاد میکنیم اما براستی او بیشتر از آب تشنه ی یاری کردن دین خدا بود و تشنگی ،تنها نشانه ی کوچکی از مظلومیت بزرگ او و فرزندان و یارانش بود . پس بیاییم با یاری دین خدا و یاری فرزند صالحش او را شاد کنیم که او تنها با سیاه پوشیدن و اشک ریختن و ..... شاد نمی شود و تنها چیزی که او را تا امروز پیروز دنیای پر هیاهو کرده عشق اوست . بیایید عشق مولا را با حمایت از فرزندش ، گل زیبای باغ امامت و ولایت ، ترنم بهار جاودان نبوت و امام زمان خود ، برای همیشه ی تاریخ و برای همه نسل بشر جاودانه کنیم .
بیا مولا بیا جانم فدایت میان هر دو چشمم جای پایت بیا مولا ، بیا دورت بگردم بیا تا دست خالی بر نگردم .
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:16  توسط زهرا
|
|
|