|
سلام بر ابراهیم و اسماعیل و آن هنگام که بر ندای الله لبیک گفتند و سلام بر قربانگاه آن هنگام که قربانی خویش را به برکت نام الله می بخشد و سلام بر قربانگاه آن گاه که انسان جهاد بانفس می کند و خدا پاداش و اجر می بخشد و سرافراز می کند انسان را و گلستان می کند قربانگاه را .
عید قربان بر همگان
مبارک باد .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 11:25  توسط زهرا
|
عرفه روز محبت خدا بر همه ی
مسلمانان مبارک باد .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 11:18  توسط زهرا
|
سفر كرده اي داريم و به يادش كه نور وجودش هنوز روشن است مي نويسم و از دل مي گريم براي غربتش در بقيع و مي نالم به حال خويش كه چگونه غافلم از ياد او و اجداد و فرزندان صالحش .
مولاي من ،شهادتت را به فرزند صالحت مهدي موعود (عج) كه خاريست در چشم دشمنان شما و گلي است كه همه ي شيعيان براي بوييدنش لحظه شماري مي كنند و فرزند صالح شما سيد علي خامنه اي و كساني كه دوستت داشتند و دوستت دارند، تسليت مي گويم و مي گويم :
مولايم گر نيستي كنار ما اما
نورشمع وجودت روشن است
در قلب ما.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:12  توسط زهرا
|
سلام دوستان خوبم . زیاد مزاحم وقت
گرانبهاتون نمی شم فقط خواستم بگم روز پنجشنبه هفته قبل رفتم زیارت خواهر آقا امام رضا ( ع) ، بی بی حکیمه (س) و کلی برای همه دعا کردم . با صفا و غریب مثل همه ی اجداد پاکش . چه دلچسب بود این سفر . جای همه ی عزیزان سبز بود . شما هم برام دعا کنید چون دعای مومن برای مومن از هر درمانی بهتره . موفق باشید و سر بلند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 10:52  توسط زهرا
|
به يادت گريه ها كردم شب و روز نداي وا غريبا دادم ، شب و روز تو بودي مرحم درد دل من جواد كوچك و باغ دل من تو رفتي از بر اين شيعيانم نشستي تا ابد اندر بر من جوادا ، قصه ام را باز گويم فلك را در مصيبت باز گويم رضا اندر فراق تو نگريد جهاني از غم دوري بگريد جوان بودي نه وقت رفتنت بود سپاه غم هميشه در برت بود برو مولا كه تو تنها نباشي همه جمعند و ما تنها باشيم شهادت را براي ما تو بفرست كه اين والا ترين نعمت ، تو بفرست .
به ياد جواد الائمه اين وارث
مولاي غريب صلوات .
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 9:39  توسط زهرا
|
تا به صحرا بنگرم ، صحرا پر از گل ديده ام محو ديدارش شدم ، تنها تو آنجا ديده ام من، تو را در باغ و بستان و دريا ديده ام در بيابان و ميان موج دريا ديده ام باغ و بستان و بحر و دريا را به يك جا ديده ام تا تو هستي بر دلم حاكم ، كه را من ديده ام ؟ من نيازم باشد اين مرحم كه تو دادي به من چون كه طفلي گمشده ، من تازه مادر ديده ام دست در دستم بنه ، اي خالق بنده نواز من تو را در باغ و بستان ، با محبت ديده ام .
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 14:15  توسط زهرا
|
مهديا جانم فدايت مولا جان فداي خاك پايت مولا
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 15:38  توسط زهرا
|
جنگ بود و حمله دشمن ، امام فرمود براي حفظ اسلام بايد برخواست و همه پير و جوان به سوي جبهه ها رفتند و چه بي مدعا رفتند و با تمام وجود با دست خالي اما دلي پر از اميد به خدا در مقابل دشمن تا دندان مسلح رفتند و مانند كوه استوار ايستادند كه ما را از هجوم طوفانهاي ستم حفظ كنند و چه مردانه جنگيدند و چه با رشادت مانند مولايشان حسين و يارانش بر زمين افتادند . بياييم اگر آنها حسيني رفتند ، ما نيز زينبي از خونشان و راهشان و كلامشان كه همه ياد مهدي زهرا بود ،دفاع كنيم و پا بر روي خونشان نگذاريم . روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد .
ياد امام و شهدا دل و مي بره كرببلا
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 17:15  توسط زهرا
|
|
|